کبی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کبی . [ ک ُ با ] (ع اِ) ج ِ کِباء. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به کباء شود.
کبی . [ ک َ ] (اِ) میمون سیاه را گویند . (برهان ) (آنندراج ). بوزنه بود. (اوبهی ). میمون . بوزینه . (ناظم الاطباء). قِرْد. (دهار). اسم فارسی قرد سیاه روست که به هندی لنکور و هنومان نیز نامند. (فهرست مخزن الادویه ). کپی . (از فهرست مخزن الادویه ). رجوع به کپی شود.