کتل/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کُ تَ) (اِ.) = کوتل: ۱- اسب یدک، اسب جنیبت. ۲- تل و پشته بلند خاک.مترادفها و واژههای مرتبطبلندی، پز، پژ، پشته، تپه، تل، عقبه، کوه، گردنه، گریوهتوقاسبزینکردهواژه قبلی: کتفواژه بعدی: کتلت