کت/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کَ) (اِ.) ۱- تخت پادشاهی. ۲- (عا.) شانه و کتف. ؛ توی ~ کسی نرفتن مورد قبول کسی قرار نگرفتن.(کُ) [ فر. ] (اِ.) نیم تنه آستین دار مردانه و زنانه.مترادفها و واژههای مرتبطشانه، کتفتختواژه قبلی: کبینواژه بعدی: کت و کلفت