کثیف کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کثیف کردن . [ک َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) ستبر و غلیظ و انبوه کردن . ◄ آلوده کردن چیزی به کثافت . ناپاک کردن .
فرهنگ طیفی واژهدان
آغشتن، آلودن، آلوده کردن، آلاییدن، خاکی کردن، لکهدار کردن زخمی کردن، مجروح کردن بیحرمتی کردن، بیعفت کردن، بیتقوا بودن
واژگان فارسی سره واژهدان
آلودن