واژه جو

کج قلم

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کج قلم . [ ک َق َ ل َ] (ص مرکب ) که قلم کج دارد. که قلم بر استقامت و راستی ندارد. که بر غیر استقامت قلم راند : مژگان تو از کج قلمی دست ندارد هر چند ز خط حسن تو در پای حساب است . صائب (از آنندراج ). رهزن ازراه محال است نهد پای به راه طینت کج قلمان راست به مسطر نشود. صائب (از آنندراج ).

معنی کج قلم | واژه جو