واژه جو

کج مژ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کج مژ. [ ک َ م َ ] (ص مرکب، از اتباع ) کج مج : - کج مژزبان ؛ غیرفصیح : طفل چهل روزه ٔ کج مژزبان پیر چهل ساله بر او درس خوان . نظامی . و رجوع به کج مج و کج مج زبان شود.

معنی کج مژ | واژه جو