کج نهادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کج نهادن . [ ک َ ن ِ / ن ِ دَ] (مص مرکب ) ناراست نهادن . قرار دادن نه بر راستی . مقابل راست نهادن . مقابل راست و مستقیم قرار دادن . - کله کج نهادن ؛ کلاه یکبری بر سر نهادن . قرار دادن کلاه یک بری فراز سر و آن نشانه ای باشد از کبر و گردنکشی : نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست کلاه داری و آیین سروری داند. حافظ.