واژه جو

کج پلاسی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کج پلاسی . [ ک َ پ َ ] (حامص مرکب ) عمل کج پلاس . بد معاملگی و مفسدی . (آنندراج ). دغل بازی و مکاری . ریا و تزویر. (ناظم الاطباء) : بس که با من کج پلاسی کرد چرخ پرپلاس دوش بختم را پلاس دادخواهی شد لباس . شانی تکلو (از آنندراج ).

معنی کج پلاسی | واژه جو