کج/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کَ) (ص.)۱ - خمیده، ناراست. ۲- نافرمان.(~.) (اِ.) نوعی از ابریشم خام.مترادفها و واژههای مرتبطاریب، پیچیده، خم، خمیده، کژ، متمایل، معوج، منحنی، مورب، ناراست، ناصاف، ناهموار ≠ راستواژه قبلی: کثیفواژه بعدی: کج افتادن