کحل/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کُ) [ ع. ] (اِ.) ۱- سنگ سرمه. ۲- سرمه چشم. ۳- هرچه در چشم کشند برای شفای چشم.مترادفها و واژههای مرتبطسرمهواژه قبلی: کحالواژه بعدی: کحل الجواهر