کدخدا/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کَ خُ) (ص مر.) ۱- بزرگ ده، رییس. ۲- مرد زن گرفته و عروسی کرده.مترادفها و واژههای مرتبطدهبان، دهخدا، دهدار، کدیورپیشکار، مباشرصاحبخانهواژه قبلی: کدبانوواژه بعدی: کدخدامنشی