واژه جو

کرازان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کرازان . [ ک ِ / ک ُ ] (نف، ق ) بر وزن و معنی خرامان است و کرازانیدن بمعنی خرامانیدن و کرازیدن بمعنی خرامیدن باشد و به این معنی در فرهنگ جهانگیری به ضم اول و کاف فارسی هم آمده است . (برهان ). اما صحیح به کاف پارسی است . (آنندراج ). رجوع به گرازان شود.

معنی کرازان | واژه جو