کراس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کراس . [ ک ُرْ را ] (ع اِ) جزوی از کتاب که غالباً محتوی هشتاد برگ است . ج، کَراریس . (از اقرب الموارد). رجوع به کُرّاسة شود. ◄ ج ِ کُرّاسة. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به کراسة شود.
کراس . [ ک ُ ] (اِ) پرنده ای باشد سیاه و سفید که بر کنار آب نشیند و دم جنباند. (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). کراش . کراک . دم جنبانک . (فرهنگ فارسی معین ).
کراس . [ ک َ ] (اِ) در اصطلاح خطاطان، کرسی . (از فرهنگ فارسی معین ) : اصول و ترکیب، کراس و نسبت، صعود و تشمیر، نزول و ارسال . (اصول خطوط سته فتح اﷲبن احمد سبزواری از فرهنگ فارسی معین ).