کراه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(کَ) (اِ.) نهایت، کرانه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(کَ) (اِ.) نهایت، کرانه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کراه . [ ک َ ] (اِ) کنار. (از برهان ) (از آنندراج ). کرانه . کناره . (یادداشت مؤلف ). ◄ انتها. نهایت .(از برهان ) (از آنندراج ). انجام . (یادداشت مؤلف ). ◄ افق . کناره ٔ آسمان . (یادداشت مؤلف ).
کراه . [ ک ُ] (اِ) مثل . مانند. ◄ پرنده ای که آن را کراس نیز نامند. (ناظم الاطباء). رجوع به کراس شود.