کردگار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کِ) (ص.) ۱- بسیار کننده، فعال. ۲- دانسته و عمداً. ۳- یکی از نامهای خداوند متعال.مترادفها و واژههای مرتبطآفریدگار، آفریننده، خالق، خداواژه قبلی: کردوسواژه بعدی: کردگر