کرز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کرز. [ ] (اِخ ) نام گروهی وحشی و چادرنشین . مسکن آنها کوهستان میانه بیخه ٔ احشام وبیخه ٔ فال لارستان در زمستان و تابستان است . معیشت آنها از شکار کوه و بزداری است . (فارسنامه ٔ ناصری ).
کرز. [ ک ُرْ رَ ] (ع ص ) ناکس و فرومایه . (منتهی الارب ). لئیم . (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) و فی الاساس : لا احوجک الی کرز؛ ای الی غنی لئیم . (اقرب الموارد). ◄ خبیث . ◄ حاذق . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). ◄ نجیب . (از اقرب الموارد). ◄ عاجز فرومانده در سخن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ (اِ) چرخ و باز که بسته باشند تا پر ریزانند. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). باز و گفته اند بازی که بسته باشند تا پرش افتد. (از اقرب الموارد). ◄ باز دوساله . (ناظم الاطباء). و هر مرغ که در سال دوم درآمده باشد. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و گفته اند پرنده ای که یک سال بر او گذشته باشد و کلمه ٔ دخیل است . (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). ج، کَرارِزه . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). باز و کلمه از کُرّه فارسی است . قال ابن درید: الکرز، الطائز الذی یحول علیه الحول من طیور الجوارح و اصله کره ؛ ای حاذق فعرب فقیل کرز. (المعرب جوالیقی ص ٢٨٠). اما ظاهراً مأخوذاز کریز باشد. نه معرب از کره . رجوع به کریز شود.
کرز. [ ک ُ ] (اِخ ) ناحیتی است هم از روم و بیشتر از وی اندر جزیره هااند خرد و اندر دریای کرز ایشان را شهری است که کرز خوانندو اندر روم است بر کران دریا و همه ٔ اخلاق این مردمان با رومیان ماند راست به همه روی . (حدود العالم چ ستوده ص ١٨٥). شمال این دریا صقلابست و بلغار و مروات و جنوب وی الان و مشرق بجناک خزر. (یادداشت مؤلف ).