کرسوف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کرسوف . [ ک ُ ] (ع اِ) پنبه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). کُرسُف . (ترجمه ٔ ابن البیطار ج ١ ص ١٠٧). کُرفُس . (یادداشت مؤلف ). قطن .مؤنث آن کرسوفه است . (از اقرب الموارد). ◄ لیقه ٔ دوات . (ناظم الاطباء). رجوع به کرسف شود.