کرسی دار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کرسی دار. [ ک ُ ] (نف مرکب ) کرسی دارنده .صاحب کرسی . خداوند کرسی . ◄ حاکم . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ بر تخت جلوس کرده . (ناظم الاطباء). ◄ منظم و برابر چنانکه حروف خطدر کتابت . ◄ اطاق یا ایوانی که سطح آن از سطح خانه و یا حیاط بلندتر باشد. (ناظم الاطباء). - کرسی دار مجلس طور ؛کنایه از حضرت موسی علیه السلام است . (آنندراج ) (برهان ).