کرشیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کرشیدن . [ ک َ رَ دَ / ک َ دَ ] (مص ) کرسیدن . کریسیدن . (حاشیه ٔ برهان چ معین ). فریب دادن . (برهان ) (ناظم الاطباء). فریفتن . (ناظم الاطباء). ◄ آدم بازی دادن . (برهان ). کسی را بازی دادن . (ناظم الاطباء). ◄ چاپلوسی کردن . ◄ فروتنی کردن . (از برهان ) (ناظم الاطباء). رجوع به کرسیدن و کریسیدن، کرش شود.