کرمان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کرمان . [ ک ِ ] (اِخ ) (شهرستان ...) یکی از شهرستانهای مهم استان هشتم کشور است . از شمال به استان نهم و از خاور به دشت لوت و از جنوب به شهرستان بم و از باختر به سیرجان و از شمال باختری به رفسنجان محدود است . این شهرستان از پنج بخش زیر تشکیل شده است : ١- بخش مرکزی شامل دهستانهای حومه، باغین، حرجند، درختنگان و زنگی آباد. ٢- بخش ماهان شامل دهستانهای حومه، ماهان و جویبار. ٣- بخش شهداد شامل دهستانهای شهداد، جوشان، گوک، کشیت، نسک، سیرچ و چهارفرسخ . ٤-بخش زرند شامل دهستانهای حومه ٔ زرند، سیریز، حصن، طغرالجرد، دشت خاک، سربنان، حتکن و سبلوئیه . ٥- بخش راور شامل دهستان حومه ٔ راور کوهبنان . بطور کلی شهرستان کرمان از ٧١٣ ده تشکیل شده است و جمعیت آن بالغ بر ١٧٨٠٠٠ تن است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).
کرمان . [ ک ِ ](اِخ ) (شهر...) یکی از شهرهای مهم کشور و مرکز استان هشتم است . این شهر در زمان سلاطین ساسانی بنا شده است بانی آن بهرام پنجم است که در زمان ولیعهدی به کرمانشاه ملقب بوده است . طول جغرافیایی آن ٥٧ درجه و ٥دقیقه و عرض ٣٠ درجه و ١٧ دقیقه و ارتفاع از سطح دریا ١٧٠٠ متر است . شهر در نقطه ای پست قرار گرفته، جنوب آن شنزار، باختر کویر و خاور و شمال کوه سعیدی است . در خاور نزدیک شهر چند تپه مرتفع وجود دارد که آثار خرابه های بسیار قدیمی شهر بالای آن مشاهده می شود که قلعه دختر و قلعه اردشیر و کوه نقاره خانه نامیده میشود. هوای شهر سردسیر و معتدل است . بازار شهر به نام بازار وکیل از بناهای زمان زندیه است . بناهای قدیم دیگر عبارتند از: مسجدجامع، مسجد ملک، مسجد گنج، مسجد پامنار، سرای گلشن، سرای گنجعلی خان، مسجد و مدرسه ٔ ابراهیم خان، بقعه ٔ خواجه خضر، گنبد جبلیه . قالی و قالیچه ٔ این شهر شهرت بسیار دارد و نزدیک به ٢٠هزار نفردر کار طرح و رنگ روکارگیری و غیره فعالیت دارند. قریب به ٥هزار زردتشی در کرمان سکونت دارند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨). کرمان در زمان هخامنشیان بوتیا نام داشته و بعدها به اسم کارامانیا مشهور شد و کم کم به کرمان تبدیل گردید. این نام بعدها مرکز حکومت یعنی شهر گواشیر نیز اطلاق شده است . قسمت عمده ٔ اهالی آن از ایرانیان قدیمند. دسته هایی از عرب و ترک نیز بعدها در آنجا ساکن شده اند. سه هزار تن از سکنه ٔ کرمان زردشتی هستند. مردم آن دارای ذوق صنعتی و در نساجی معروفند. صنعت قالیبافی آن اهمیت بسیار دارد. حومه ٔ کرمان دارای ٢٨٣ قریه و تقریباً٨٨٨٨ خانوار است ونزدیک به ٤٣٨٥٨ تن سکنه دارد. (یادداشت مؤلف ). نام شهری است مشهور مشتمل بر هیجده بلوک معمور، بخوبی آب و هوا معروف و خلقش به دلیری و فقیری موصوف . شال پشمینه ٔ آنجا مانند کشمیری ممتاز. گفته اند کرمان نام پسرزاده ٔ نوح بوده و بنای شهر قدیم را اردشیر بابکان نهاده که به بردسیر مشهور است و از مواضع شهر جرون بوده و جزایر و بنادر و سواحل دریا را جرونات می نامیده اند. باری در این سنوات ولایت کرمان به هیجده بلوک منقسم است که سیرجان و خبیص و بم و نر ما شیر و کونبان و ماهان و راور و جیرفت و رفسنجان معروف است و هوای آن ولایت بسیار ممتاز است و مردمانش فقیرمشرب و کاسب و شجاع و دلیرند و گویند کریمان پدر نریمان آن شهر را به نام خود بنا نهاده زیره ٔ سیاه در نواحی آن خوب بهم می رسد. (از آنندراج ) (از انجمن آرای ناصری ).
کرمان . [ ک ِ ] (اِخ ) ناحیتی است مشرق وی حدود سند است و جنوب وی دریای اعظم است و مغرب وی ناحیت پارس است و شمال وی بیابان سیستان است و این ناحیتی است که هرچه بسوی دریاست جایهای گرمسیری است و مردمانی اند اسمر و جای بازرگانان است و اندر وی بیابانهاست و از وی زیره و خرما و نیل و نی شکر و پانید خیزد. طعامشان نان ارزن است و هرچه از دریا دور است و به بیابان سیستان نزدیک است جایهایی است سردسیر، آبادان، با نعمتهای بسیار و تنهای درست و اندر وی کوههای بسیار است و اندر وی معدن زر و سیم است و مس وسرب و مغناطیس . شهرهای کرمان بنابه نقل حدود العالم عبارت بوده است از: ١- سیرگان، قصبه ٔ کرمان است و مستقر پادشاست و شهری بزرگ است . ٢- بافت و خیر، دو شهرکند آبادان و با نعمت فراوان . ٣- جیرفت، شهری است نیم فرسنگ اندر نیم فرسنگ و جای آبادان است و بسیار با نعمت است . ٤- شیران، شهرکی است به براکوه نهاده میوه و هیزم و برف جیرفت ازاین شهرست . ٥ - مغون، ولاشکرد، کومین و بهروکان، شهرکهایی اند خرد و بزرگ و از این شهرها نیل و زیره و نی شکر خیزد. ٦- بلوچ، مردمانی اند میان این شهرها و میان کوه کوفج نشسته بر صحرا و دزدپیشه و شبان و ناپاک و خونخواره و این مردمان بسیار بودند و پناه خسرو ایشان را بکشت به حیلتهای گوناگون . ٧- کوفج، مردمانی اندبر کوه کوفج و کوهیانند و ایشان هفت گروهند و هر گروهی را مهتری است و این کوفجان نیز مردمانی اند دزدپیشه و شبان و برزیگر. ٨- هرموز، بر نیم فرسنگی دریای اعظم است جایی است سخت گرم و بارگه کرمان است . ٩- شهر روا، شهرکی است بر کناره ٔ دریا و اندر وی صیادانند. ١٠- سوریقان، مزروقان، کسبان، روین، خبروقان شهرهایی اند با آب چاه و نعمتی فراخ و هوایی معتدل . ١١- کاهون، خشناباد، دو شهرکند خرد به راه پارس . ١٢- کفتر و دهک، دو شهرکند بر کوه بارجان . ١٣- ده کور و دارجین، دو شهرکند میان بم و جیرفت، آبادان و با نعمت بسیار و از وی دارچین خیزد. ١٤- خواش و ریقان، دو شهرکند میان سند و میان کرمان اندر بیابان نهاده . ١٥- شامات ... قار، حنان غبیرا، کوغون، رائین، سروستان ودارجین، شهرهایی اند میان سیرگان و بم . ١٦- بل، شهری است با هوائی تندرست و حصاری محکم و از جیرفت مهمتراست و اندر وی سه مزگت جامع است : یکی خوارج و یکی مسلمانان را و یکی اندر حصار. ١٧- نرماشیر، شهری خرم و آبادان . ١٨- بهره، آخر شهر کرمان است و بر بیابان نهاده و از آنجا به سیستان روند. ١٩- سِبِه، شهری است اندر میان بیابان میان نهله و سیستان نهاده و ازعمل کرمان است . ٢٠- فردسر، ماهان و خبیص شهرهایی است با نعمت بسیار. ٢١- بردسیر و چترود، دو شهرکند بر راه هری و کوهستان . ٢٢- کوتمیدان، کردکان و انار، شهرکهایی است بر راه رودان از پارس . و میان سیرگان و بردسیر کوهستانی است سخت آبادان با نعمت بسیار و اندروی ٢٦٨ ده است آبادان و اندر همه ٔ ناحیت کرمان رودی نیست بزرگ، چنانکه کشتی اندر وی بتواند رفتن و اندرکوههای وی مردمان اند دراز زندگانی و تندرست . (از حدود العالم چ ستوده صص ١٢٦-١٢٩). صاحب نزهة القلوب درشرح کرمان آرد: کرمان به کرمی منسوب است که هفتواد داشته و حکایت آن مشهور است، پانزده شهر است و اکثر هوای معتدل دارد حدودش تا مکران و مفازه ای که در آن حدود است و تا شبانکاره و عراق عجم و مفازه ای که مابین کرمان و قهستان است و دارالملکش، شهر گواشیر است .در تاریخ کرمان آمده است که گشتاسف آنجا آتش خانه ساخته بود، پس اردشیر بابکان قلعه ٔ شهر ساخت و بردشیر خواند بهرام بن شاپور ذوالاکتاف بر آن عمارات افزود و در کتاب سمطالعلی آمده است که حجاج بن یوسف غضبان بن القبشعری را به فتح آن ولایت فرستاده بود او به حجاج نوشته بود: ماؤها و شل و ثمرها دفل و لصهابطل ان قل الجیوش بها ضاعوا و ان کثرت جاعوا. او آن سپاه را بازخواند و در عهد عمربن عبدالعزیز بر دست صفوان فتح شد و به فرمان عمر عبدالعزیز در او مسجد جامع عتیق ساختند. جامع تبریزی تورانشاه سلجوقی ساخت و در گواشیراز مزار اکابر، اولیا شاه شجاع کرمانی است . شهرهای مهم کرمان بنابه نقل کتاب نزهةالقلوب عبارتند از: ١- بم، که کرم هفتواد آنجا بترکید بدین سبب آن را بم خواندند. ٢- جیرفت در تاریخ کرمان آمده است بوقت آنکه عبداﷲ عمر عبدالعزیز رضی اﷲ عنها فتح کرمان می کرد. آن موضع بیشه بود و در او سباع ضاری بود، لشکر اسلام آن را پاک کردند و دیهها ساختند و هر یک به نام بانیش موسوم گردانیدند. هوایش گرم است و آبش از دیورود. ٣-خبیص، هواش گرم است و آبش از رود است . ٤- ریغان، درتاریخ کرمان آمده که بهمن بن اسفندیار ساخت هوایش گرم است . ٥ - سیرجان، هوایش به گرمی مایل است و در او قلعه ای محکم است . ٦- شهر بابک، بابک جد مادری اردشیربابکان ساخته است . ٧- نرماشیر، در تاریخ کرمان آمده که اردشیر بابکان ساخت . (نزهةالقلوب چ اروپا مقاله ٔسوم صص ١٣٩-١٤١). کتاب ایرانشهر و فرهنگ جغرافیایی ایران شهرهای استان کرمان را بدینگونه آورده اند: کرمان، رفسنجان، جیرفت، سیرجان، بم و بافت : چو بگذشت یک چند بر هفتواد مر آن حصن را نام کرمان نهاد. فردوسی . ترا بشارت باد ای ولایت کرمان به فتح نامه ٔ شاه از بلاد هندستان . عثمان مختاری (از آنندراج ). از بهر صدر خواستمی اصفهان کنون چون صدر غایبست چه کرمان چه اصفهان . خاقانی . طمع کرده بودم که کرمان خورم که ناگه بخوردند کرمان سرم . سعدی (بوستان ). در روی زمین نیست چو کرمان جایی کرمان دل عالم است و ما اهل دلیم . شاه نعمت اﷲ ولی . رجوع به فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٧، ایرانشهر ج ٢، تاریخ سیستان و کتاب مفصل تاریخ کرمان احمدعلی خان وزیری کرمانی شود.