کرمو/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کِ) (ص مر.) (عا.) کرم دار، کرم خورده.واژه قبلی: کرمندواژه بعدی: کرمک