کرم
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(کَ رَ) [ ع. ] (اِمص.) جوانمردی، سخاوت.
(کَ) [ ع. ] (اِ.) تاک، رز. ج. کروم.
(کِ رِ) ۱- (اِ.) رنگ سفید مایل به زردی، نخودی رنگ. ۲- [ فر. ] (اِ.) مادهای خمیری شکل جهت مراقبت از پوست. ۳- نوعی خمیر نرم جهت تهیه انواع شیرینی و غذا.