کروه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کُ) (اِ.) ۱- یک سوم فرسخ. ۲- آشیانه و لانه مرغان. ۳- دندان فرسوده و کرم خورده.واژه قبلی: کرونومترواژه بعدی: کروک