کرکرانک/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کَ کَ نَ) (اِ.) استخوان نرم، غضروف. کرکری هم گویند.واژه قبلی: کرکرواژه بعدی: کرکره