واژه جو

کریتون

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کریتون . [ کْری / ک ِ تُن ْ ] (اِخ ) یکی از توانگران آتن و از جمله ٔ شاگردان سقراط بود و چون سقراط را به نوشیدن شوکران محکوم ساختند، وسایل فرار وی را فراهم ساخت، لکن سقراطبه رعایت و حفظ احترام قوانین به فرار تن درنداد.

معنی کریتون | واژه جو