کریمان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کریمان . [ ک َ ] (اِ) (از: کریم + ان، پسوند جمع) ج ِ کریم . کرم کنندگان و جوانمردان . (برهان ). ◄ (ع اِ) (از: کریم + ان، علامت تثنیه در عربی ) بمعنی حج و جهاد. (آنندراج ) (منتهی الارب ). - ابوان کریمان ؛ پدر و مادر هر دو مؤمن . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
کریمان . [ ک َ ] (اِخ ) در فرهنگ برهان قاطع و انجمن آراو جز آن نوشته اند: کریمان نام جد دوم رستم زال است که پدر نریمان باشد. و ولف در فهرست لغات شاهنامه و نیز فرهنگ آنندراج نوشته اند: نام یک پهلوان ایرانی که پدر نریمان بوده است . اما این معنی نادرست است و منشاء آن ظاهراً بیت زیر است از شاهنامه : همان سام پور نریمان بود نریمان گرد از کریمان بود. (از یادداشت مؤلف ). در اینجا کریمان جمع کریم عربی است . رشیدی بیت زیر را از فردوسی شاهد آورده و انتساب آن بدان گوینده ٔ بزرگ مورد تأمل است : به بالای سام نریمان بود بمردی و زور کریمان بود. (ازحاشیه ٔ برهان چ معین ). ◄ نام شهر کرمان هم بوده است . (برهان ). در مؤید گفته که نام شهر کرمان کریمان بوده و حذف شده به کرمان شهرت نموده است . (آنندراج ) (انجمن آرای ناصری ).