کریون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کریون . [ ک ِ ی َ ] (اِخ ) دهی است نزدیک اسکندریه . (منتهی الارب ). ◄ نهری است در مصر منشعب از نیل . (معجم البلدان ).
کریون . [ ک َ ] (اِ) دوایی است بسیار تلخ و آن را قنطوریون دقیق خوانند. زهر مجموع گزندگان را نافع است . (آنندراج ) (برهان ). گیاهی دوایی که قنطوریون گویند. (ناظم الاطباء). رجوع به قنطوریون شود.