کزک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کزک . [ ] (اِخ ) دهی است دو فرسخ میانه ٔ شمال و مشرقی تل بیضا. (فارسنامه ٔ ناصری ).
کزک . [ ] (اِ) ودع است وآن از آن جمله ٔ اصداف و حلزون است و به هندی کردی ودر دیلم کلاچک و در اصفهان کس گربه نامند. (تحفه ).
کزک . [ ک َ زَ ] (اِ) کجک . کژک . (ناظم الاطباء). رجوع به کژک شود.