کز/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کِ) (اِ.) ۱- تنگی چیزی. ۲- (عا.) انسان یا جانوری که به کنجی خزیده و در خود فرو رفته باشد.واژه قبلی: کریچواژه بعدی: کز دادن