کساد/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کَ) [ ع. ] (مص ل.)بی رواج شدن، بی - رونق شدن.مترادفها و واژههای مرتبطبیخریدار، بیرونق، بیمعامله، راکد ≠ پررونقواژه قبلی: کساءواژه بعدی: کسادی