واژه جو

کسایی | ابیات پراکنده از فرهنگهای لغت | شماره ۱۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

سزد که دو رخ کاریز آب دیده کنی که ریز ریز بخواهدت ریختن کاریز

معنی کسایی | ابیات پراکنده از فرهنگهای لغت | شماره ۱۸ | واژه جو