واژه جو

کسایی | ابیات پراکنده از فرهنگهای لغت | شماره ۲۵

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

زواله‌اش چو شدی از کمان گروهه برون ز حلق مرغ به ساعت فروچکیدی گل

معنی کسایی | ابیات پراکنده از فرهنگهای لغت | شماره ۲۵ | واژه جو