واژه جو

کسایی | ابیات پراکنده از فرهنگهای لغت | شماره ۷

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

یکی جامه وین بادروزه ز قوت دگر اینهمه بیشی و برسری است با دل پاک مرا جامه ناپاک رواست بد مر آن را که دل و دیده پلیدست و پلشت

معنی کسایی | ابیات پراکنده از فرهنگهای لغت | شماره ۷ | واژه جو