واژه جو

کسایی | دیوان اشعار | آن خوشه‌های رز…

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

آن خوشه‌های رز نگر آویخته سیاه گویی همی شبه به زمرد در اوژنند وان بانگ چزد بشنو، از باغ نیمروز همچون سفال نو که به آبش فرو زنند

معنی کسایی | دیوان اشعار | آن خوشه‌های رز… | واژه جو