واژه جو

کسایی | دیوان اشعار | سرخ رویی و زرد رویی

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

نورد بودم، تا ورد من مورد بود برای ورد مرا ترک من همی پرورد کنون گران شدم و سرد و نانورد شدم از آن سبب که به خیری همی بپوشم ورد

معنی کسایی | دیوان اشعار | سرخ رویی و زرد رویی | واژه جو