کسایی | دیوان اشعار | طلب جام
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ای خواجه مبارک بر بندگان شفیق فریاد رس که خون رهی ریخت جاثلیق یک جام خون بچه تاکم فرست، از آنک هم بوی مشک دارد و هم گونه عقیق تا ما به یاد خواجه دگر بار پر کنیم ار خون خوشه، اکحل و قیفال و باسلیق