واژه جو

کسایی | دیوان اشعار | قطره باران

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

بر پیلگوش قطره باران نگاه کن چون اشک چشم عاشق گریان همی شده گویی که پر باز سپید است برگ او منقار باز، لؤلؤ ناسفته بر چده

معنی کسایی | دیوان اشعار | قطره باران | واژه جو