کسوت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کسوت . [ ک ِس ْ وَ ] (ع اِ)کسوة. رخت و لباس و جامه و پوشاک . (ناظم الاطباء). - پیش کسوت ؛ در اصطلاح زورخانه کاران، تقدم و سبق در پهلوانی کیفاً و زماناً. - کسوت جان دادن ؛ کنایه از خاصیت دادن است . (از ناظم الاطباء) (از برهان ). - ◄ حیات دادن و زنده کردن . (برهان ) (ناظم الاطباء). - کسوت جان کردن ؛ کسوت جان دادن . (ناظم الاطباء). رجوع به کسوت جان دادن شود. - کسوت کافوری ؛ کنایه از برف که کوه و دشت را پوشانیده باشد. (برهان ) (ناظم الاطباء). ◄ طریقه و روش آرایش . (ناظم الاطباء).
کسوت . [ ک ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان در کاسعیده بخش چهاردانگه شهرستان ساری . کوهستانی و جنگلی و معتدل و مرطوب است و٢١٠تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٣).