کس
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(کَ) ۱- (اِ.) شخص، مردم، ذات. ۲- (مبهم) شخص مبهم. ۳- فردی، احدی. ۴- یار، رفیق، همدم. ۵- خویش، خویشاوند. ۶- مرد، جوانمرد.
(کُ) (اِ.) (عا.) اندام خارجی تناسلی زن، فرج. ؛ ~خل کم عقل، دیوانه. ؛ ~مشنگ کم عقل، خُل.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(کَ) ۱- (اِ.) شخص، مردم، ذات. ۲- (مبهم) شخص مبهم. ۳- فردی، احدی. ۴- یار، رفیق، همدم. ۵- خویش، خویشاوند. ۶- مرد، جوانمرد.
(کُ) (اِ.) (عا.) اندام خارجی تناسلی زن، فرج. ؛ ~خل کم عقل، دیوانه. ؛ ~مشنگ کم عقل، خُل.