کش باف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کش باف . [ ک َ / ک ِ ] (نف مرکب ) آنکه پارچه های کشی بافد. ◄ (ن مف مرکب ) کش بافته . بافته شده بسان کش . پارچه ای که با کشیدن دراز شودو چون رها کنی بصورت اول درآید. (یادداشت مؤلف ). - پارچه ٔ کش باف ؛ پارچه ای که چون کشند دراز شود و غالباً میان آن تارهایی از کائوچوک گذارند. (یادداشت مؤلف ). پارچه ای که چون از دو سو کشند دراز شود. - پیراهن کش باف ؛ پیراهن که از پارچه ٔ کش باف سازند. - جوراب کش باف ؛ که چون پارچه ٔ کش باف کش آید.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی