کش مکش/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کِ مَ کِ) (اِمر.) ۱- کشیدن و رها کردن. ۲- از هر سو کشیدن. ۳- جدال، ستیزه.مترادفها و واژههای مرتبطاختلاف، تنازع، جدال، جر، جنگ، دعوا، زدوخورد، ستیز، ماجرا، مجادله، مرافعه، مشاجره، منازعه، نزاعواژه قبلی: کش رفتنواژه بعدی: کش و فش