واژه جو

کشتخوان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کشتخوان . [ ک ِ خوا / خا ] (اِ مرکب ) جای کشت . محل کشت : دردو فرسنگی شهر دهی از نو احداث کرده و بیوتات و بساتین و کشتخوان بساخت و قنات جاری کرده و آن را ایران آباد نام نهاد. (تاریخ یزد). آب مدوار که به طرف مهریجرد است به سعی او از کوه به کشتخوان جاری گشت و اکنون داخل آب نعیم آباد می گردد. (تاریخ جدید یزد).

معنی کشتخوان | واژه جو