کشتی نشین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کشتی نشین . [ ک َ / ک ِ ن ِ ] (نف مرکب ) آنکه در کشتی نشیند. کشتی سوار. راکب کشتی : مددکار ملاح عمان شوق هوادار کشتی نشینان شوق . ملاطغرا (از آنندراج ). من ای کشتی نشینان دیده ام طرز خرامش را نماید در دویدن سیر دریا ساحل ما را. ناصر علی (از آنندراج ).