کشتی گیر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کُ) (ص فا.) کسی که کشتی میگیرد، پهلوان.واژه قبلی: کشتی گرفتنواژه بعدی: کشتیار شدن