کشخ/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کَ شَ) (اِ.) ریسمانی که خوشههای انگور را بر روی آن بیاویزند تا باد بخورد و خشک شود.واژه قبلی: کشحواژه بعدی: کشخان