کشش
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
کشیدن، جذب، القا جلب، جاذبه چیز کشنده، لکوموتیو، اسب تریلر، یدککش، موتور دیفرانسیل جلو، اسب درشکه، مغناطیس چیز کشیدهشده: قطار، تریلر، کفی، یدک، درشکه، سورتمه [≠کششپذیری، فنر]
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
کشیدن، جذب، القا جلب، جاذبه چیز کشنده، لکوموتیو، اسب تریلر، یدککش، موتور دیفرانسیل جلو، اسب درشکه، مغناطیس چیز کشیدهشده: قطار، تریلر، کفی، یدک، درشکه، سورتمه [≠کششپذیری، فنر]