کشف کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
یافتن، پیدا کردن، دسترسی یافتن، رسیدن، برخوردن، برخورد کردن، تجربه کردن متوجه شدن، دستگیرش شدن، پی بردن روشن کردن، درآوردن، ظاهر کردن رسوا کردن، پرده دریدن، برسربازار نهادن، افشا کردن توی آسمانها دنبال کسی گشتن پرسیدن، جستن، تله گذاشتن