کشفی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کشفی . [ ک َ ] (اِخ ) یکی از شعرای باستانی است و از اشعارش در لغت نامه ٔ اسدی دو بیت ذیل بشاهد آمده است . (یادداشت مؤلف ) : بخواهم که شاها عنایت دهی که باشد مرا عون تو پروبال . ؟ (لغت فرس چ اقبال ص ٣٢٥). زلف بر رخسار آن دلبر چو دیدم بیقرار می بیندازم در آتش جان و دل چون داربوی . ؟ (لغت فرس ص ٥١٩).
کشفی . [ ک َ ] (ص نسبی ) منسوب و متعلق به کشف . (از ناظم الاطباء). اهل کشف . رجوع به کشف و رجوع به ترکیب کشف و شهود شود.
کشفی . [ ک َ ] (اِخ ) شاعری است و او راست عوامل فرس به ترکی . (یادداشت مؤلف ).