کشمند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کشمند. [ ک ِ م َ ] (اِ مرکب ) صحرای مزروع . کشتمند. (ناظم الاطباء). رجوع به کشتمند شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کشمند. [ ک ِ م َ ] (اِ مرکب ) صحرای مزروع . کشتمند. (ناظم الاطباء). رجوع به کشتمند شود.