کشود
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کشود. [ ک َش ْ وَ ] (اِ) فجور است و آن انتهای زور قوت شهوانیه ٔ قبیحه و ارتکاب در امور فواحش است . (برهان ) (ناظم الاطباء).
کشود. [ ک ُ ] (اِ) کشوث است . (برهان ). رجوع به کشوث شود.
کشود. [ ک ُ ] (اِمص ) گشود. گشودگی . (ناظم الاطباء). حاصل بالمصدر از گشادن . (آنندراج ). رجوع به گشودن شود.